تبليغاتX
ایل
قایقی خواهم ساخت......خواهم انداخت به آب
بعد از مدت ها سلام...

ببخشید دوستان میدونم یادم نرفته دیروز ۱۵ مهرماه سالروز تولد سهراب بود و من هر چی تلاش کردم که

وارد وبلاگ بشم نتونستم.نمی دونم این بلاگفا چش شده بود.حالا به هر حال هر طور شده تا امشب

صدای پای آب سهراب رو در قالب پی دی اف و برای دانلود براتون می ذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.

فعلا ۸ مین عکس روز رو ببینید.

غروب                 قله ی کوه           راه سبز              آبی بیکران

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 15:49  توسط محمد مهدی | 
دیدید تموم شد....چی کار کردید...هیچ؟؟؟می دونم..چون خودمم هیچ کاری نکردم.

امروز شرمندتونم دستم خالیه...ولی.................................................................

۶مین عکس روز:

دلا...         هري والپيپر        طبيعت

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 10:47  توسط محمد مهدی | 
 سلام..

از تاخیر ۳ روزه ام پوزش می طلبم...البته رها خانم لطف کردن و در این چند روزه زحمت وبلاگ به دوش ایشون بوده...خوب امروز یه نثر نظم مانند درباره ی مرگ آماده کردم که می تونید اونو اینجا ببینید. 

و اما از سومین عکس روز:

دیگه از آبشار خبری نیست....

به به       مهدی جان     همونی که آرزوی خوابیدن باهاش و داری!!     اسب زیبا 

فعلا..نظر یادتون نره ها

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 11:13  توسط محمد مهدی | 
سلام عزیزان خواننده........

خوب امروز بالاخره اومدم فرمت پی دی اف نوشته های وبلاگ ایل رو بدم.

خوب شما می تونید وشته ی تاریخ ۱۵/۴/۸۵ رو به همراه  نوشته ی تاریخ ۲۰/۴۸۵ رو اینجا ببنید.

و اما از عکس روز :

آبشار............آبشار...............آبشار.

فعلا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 21:32  توسط محمد مهدی | 

 

  دلتنگی های آدمی را

  باد ترانه یی می خواند،

  رویاهایش را

   آسمان ِ پرستاره نادیده میگیرد ،

  و هر دانه ی برفی

   به اشکی نریخته میماند.

 

   سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

   از حرکات ناکرده

   اعتراف به عشق های نهان

   و شگفتی های بر زبان نیامده.

 

   در این سکوت

  حقیقت ما نهفته است

  حقیقت تو

  و من.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 12:33  توسط محمد مهدی | 
معرفی مارگوت بیکل آلمانی:

 

آنچه میآید گزینه یی از اشعار دو مجموعه ی جداگانه (سکوت سرشار از ناگفته هاست  و چیدن سپیده دم)از خانم مارگوت بیکل شاعر آلمانی معاصر است و چیزی که من و دوستم محمد زرین بال را به برگردانشان برانگیخت نگاه تازه ی این شاعر به محیط تنگ و انسان های غمگین و زندگی رنجبار اجتماعی است،برداشت دیگر گونه یی از مسایل و آداب و عاداتی که پاپیچ انسان ها شده است و از آنجا که رهایی از آنها به آسانی میسر نیست کوشیده است با به دست دادن تفسیر تازه یی از مصداق ها تلخی و سنگینیشان را بکاهد.

سادگی شگفت آور شعرها غالباَ مانع آن بود که به صورتی قابل پذیرش به فارسی در آید.لاجرم گفتنی ست که گاه فقط اندیشه ای از او منتقل شده است و گاه تنها ته رنگی از آن در قالبی دیگر.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 12:1  توسط محمد مهدی | 
و حالا وبلاگ جدید ایل کار خود را آغاز می کند.

اولین مطلب عکس های روز هستن که من از همین الان افتتاحش می کنم.

اولین عکس روز:

آبشار ۱ ، آبشار ۲  ، آبشار ۳

فعلا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط محمد مهدی | 
سلام دوستان عزیزم...

همان طور که قول داده بودم...امروز اومدم تا موارد تغییر وتحول دروبلاگ رو براتون شرح بدم:

طی جلسه ای که با نویسندگان وبلاگ داشتیم و همچنین نظرات شما قرار بر این شد که:

۱- در وبلاگ ایل عکس قرار داده شود.

۲- مسابقه ای بین خوانندگان وبلاگ برگزار شود که البته جوایز آن اینترنتی خواهد بود.

۳- کتاب های مشهور و معروف نویسندگان بزرگ در وبلاگ برای دانلود قرار داده شود.

۴- نسخه ی پی دی اف (pdf) همه ی مطالب و پست های وبلاگ برای دانلود قرار داده شود.

۵- ... و مواردی که شما در قسمت نظرات اعلام خواهید فرمود.

با تشکر...مدیریت وبلاگ ایل

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 20:35  توسط محمد مهدی | 
سلام دوستان عزیز...

امروز اومدم تا نام چند نفر رو ببرم و ازشون واقعا تشکر کنم.کسایی که وقتی اومدن تو وبلاگ لا اقل نظرشون رو دادن...ممنونم از همتون

maryam ، محمد، مجتبی.م، مریم، نوید، حمید، محمد حسینی مقدم(تبلیغ) ، سید مهدی موسوی،

پیام، مارال ، ساسان ، ستاره ، علی اکبر، آقای اکرامی ، عمو فرهاد ، عرشیا ، آرزو ، ماه ، تنها

از همتون برای نظراتتون متشکرم.دوستانی که لینک سایتشون رو به من دادن در صورت تمایل به تبادل لینک خبر بدن.

در ضمن وبلاگ در حال تغییر می باشد.موارد تغییر و تحول در وبلاگ رو در پست بعد اعلام می کنم.

با تشکر....مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 17:36  توسط محمد مهدی | 
روشن است آتش درون شب

وز پس دودش

طرحی از ویرانه های دور.

گر به گوش آید صدایی خشک:

استخوان مرده می لغزد درون گور.

 

دیرگاهی ماند اجاقم سرد

وچراغم بی نصیب از نور.

 

خواب دربان را به راهی برد.

بی صدا آمد کسی از در،

در سیاهی آتشی افروخت.

بی خبر اما

که نگاهی در تماشا سوخت.

 

گرچه می دانم که چشمی راه دارد با فسون شب،

لیک می بینم ز روزن های خوابی خوش:

آتشی روشن درون شب.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:57  توسط محمد مهدی |